تبليغاتX
پــــژمــــــــــانـــشــــــــاه - ما و حافظ

یک بیت ِاز حافظ چند وقتی ست که نظر ِ شاهانه ی ما را سخت به خود مشغول کرده وسبب ِ پریشانی  ِ فکری ام شده. حافظ می گوید:

عاشق شو ار نه روزی کار ِ جهان سر آید

ناخوانده نقش ِ مقصود از کارگاه ِهستی

و اما چرا مرا پریشان کرده: ما به عنوان یک پادشاه تا کنون هیچ عشقی را تجربه نکرده ایم (نه آسمانی نه زمینی)،البته شاید هم تجربه کرده باشیم ولی نسبت به آن خود آگاهی نداشته باشیم. با این حال آن چیز که مهم است حس ِ عاشقانه است که من آن را احساس نمی کنم . واگر این گونه که حافظ می گوید - هدف ِ کارگاه هستی عشق باشد - ای دریغ از عمر رفته  و ای حسرت از تجارب ِ دست نایافته، اما یک چیز  ِدیگر باعث ِ قوت ِ قلب ِ شاهانه ی ما می شود ، وآن اینست که حافظ هم معصوم نبوده و ممکن است این گونه گل واژه ها را در حالت ِ مستی و عشق و زوال خرد گفته باشد.(این هم برای دل خوشی ِ خودم)

 

+ نوشته شده توسط پژمان در یکشنبه 26 شهریور1385 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM