یک چند روزی ست که دل ما ( پژمان شاه) برای پیاده روی در یک خیابان ِ پر درخت و در یک روز بارانی تنگ شده. بی پولی از یک طرف و انجام کارهای کشور هم از طرف دیگر به اندازه ای ما(پژمان شاه) را گرفتار کرده که حتی نمی توانیم یک سری به کشورهای دوست و برادر- اتحادیه ی اروپا- بزنیم و از هوای دل نشین آن دیار بهره ببریم. آرزو کنید که در یک نیمروز زیبا،یک باران ِ زیبا باریدن بگیرد و خاک ِ خستگی از رخسار ِ شاهانه ی ما بشوید.
آرزو می کنید؟؟
+ نوشته شده توسط پژمان در شنبه 11 شهریور1385 و ساعت
|

